من انسان خوشبختی هستم!

· زیرا که هر صبح، چشمهایم را به امید تحقق بخشیدن به آرزوهایی دست یافتنی و خلق روزی دلنشین می گشایم.

·  زیرا که شهامت روبرو شدن با مشکل ها را یافته ام وآنها را جزئی از شیرینی زندگی می دانم.

·   زیرا که زندگی را نه در کنکاش پیرامون سختی ها، بلکه در لبخند شیرین کودکان فارغ از تلخ کامی ها یافته ام.

·   زیرا که توانایی محبت کردن، بخشیدن، مثبت اندیشیدن، شاد زیستن، و از همه مهمتر، عشق ورزیدن را دارم.

·        زیرا که احساس می کنم به حقیقت هستی که همانا سیراب شدن از عشق الهی است، پی برده ام.

·   زیرا که یقین دارم در میهمانی خداوند، جایی برای دلتنگی، افسردگی، کینه، دشمنی، قهر، اضطراب و دلهره وجود ندارد.

·   زیرا که احساس می کنم هر لحظه عطر مشام انگیز سعادت و خوشبختی، تمامی وجودم را نوازش می کند.

·       زیرا که مهرورزی را کلید طلایی جلب محبت دیگران و برقراری ارتباطی مؤثر، یافته ام.

·   زیرا که آموخته ام چگونه بر آنچه رغبتی ندارم، چشم بربندم و چگونه برای آنچه میل دارم، آغوش بگشایم.

·   زیرا که تلاش می کنم در آسمان آبی، جز پرواز پرندگان سبکبال و درخشش خورشید سخاوتمند را جستجو نکنم.

·   زیرا که خود را قادر یافته ام شرایط را آنگونه که خود می خواهم، تفسیر و تعبیر کنم، نه آنگونه که دیگران سعی دارند بر من تحمیل کنند.

·       زیرا که هر شب با آرامش و سکون و داشتن رؤیاهایی بزرگ، سر به بالین می گذارم.

·   زیرا که هر لحظه از زندگی را سرمایه ای گرانبها یافته ام که فرصتی است برای شادمانه زیستن و ره سپردن در مسیر نورانی پیوستن به معبود.

·   زیرا که دریچه قلب خود را به روی عشقی بیکران و الهی گشوده ام تا عشقی بی پروا در ذره ذره وجودم، جاری شود.

·       زیرا که آموخته ام شرط رسیدن، خواستن است و شرط خواستن نیز عاشق بودن.

·       زیرا که آغوش گشوده خداوند را نه در دوردستها بلکه نزدیکتر از خود به خود، لمس می کنم.

·   زیرا که گام های خود را تربیت کرده ام تا محکم و استوار به پیش روند و سنگلاخهای مسیر را همچون پرنیان تصور کنند و گامهایی باشند در اندیشه پرواز.